می...

بازار میشوی

مکروا و مکر الله

زیباییت شده است

ترمز

جیغ میزنی

یووووووووو س...

سوار میشود و در می...

 میری

دورت

واعتصموا بحبل الله

___

که درآوریش از چاه

 آنوقت

دست بیندازی از پشت

پیرهنش را بدری

 پدری کور بماند

و احسن قصص

گره کور بخورد...

___

 فیفصلوا بینهم

که دادگاه بالا و پایین نشود

صیغه

 تجری من تحتها الانهار

که الله جمیل

محکوم به یحب الجمالی

تو بازار می شوی

انا الیه راجعون  

میزند

در می...

 میریم انگار

___

کز میکند

سر درد دارم

کتاب

 میخوریم

یامرون بالمعروف و ینهون عن ال...

منکر میشود هرچه کرده ایم

ان الله یحب التوابین

آنقدر گریه ات میکنم

که فلوکستینت تمام

 میشویم

لعلکم یتذعقلون

 

 

...

از هوش می...