تبليغاتX
کلاغ ها معاف میشوند
ساج نویس

سلام به همه

میدونم همتون دوست دارین الآن صدتا درشت بارم کنین! حق دارین ولی چه میشه کرد دیگه؟ نمیدونم چرا ولی هیچی توی کلم نمیاد که بخوام یه چیزی مثل شعر ازش در بیارم نمیدونم شاید از عوارض انتخاباتی باشه!!!!!

حالا جدا از این شوخیا ولی به این نتیجه رسیدم که دور شدن از فضای شعر و انجمن های شعر میتونه مثل یه جاروبرقی ذهن رو تخلیه کنه و اگه تو این مدت ننوشتم به همین خاطر بوده! شاید باورتون نشه ولی شاید یکسال باشه که شعر جدید نخوندم و تنها چیزی که گاهی با بچه های دانشکده دور هم نشستیم و شنیدیم چندتا شعر از شاملو بوده (که البته میدونین پدر شعر سپید فارسی موسوی گرمارودیه!!!!!!!!!) که شما بهتر از من میدونین فقط خوبه که بخونی لذت ببری و بهش فکر کنی ولی نمیشه ازون برای یه شعر مدرن ایده گرفت یا حداقل من نمیتونم ازش ایده بگیرم ( نه که من خیلی آدم اکتیو با ذهن باز و اندیشه ی متعالی هستم و دارم دربه در دنبال ایده و فکر نو میگردم و از طرفی هم خدای درک شعر سپیدم نمیتونم ایده بگیرم!!!!!!!!!). در هر صورت قبول کنین که بعضی وقتها نمیشه کار کرد و من متاسفانه، متاسفانه در این وضعیت هستم! از همه ی شما هم که در این مدت به وبلاگ سر زدین و دلگرمی دادین ،ممنونم و قول میدم سعی کنم به خاطر این همه لطفی که به من دارین بیشتر کار کنم یعنی بیشتر شعر بخونم!!! و شاید شعرهای دیگران رو هم بذارم تو وبلاگ تا به شعرای جوونتر که مثل خودم گیر کردن! یه کمکی کرده باشم  

این دفعه قول میدم تا به زودی....

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 11:13  توسط ساج | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
18شهریور1367 به زور از امن ترین نقطه ی جهان کشیدنم بیرون! ساعت 6 بعدازظهر جمعه بود و در نتیجه تعطیل بودن از خصایل ذاتی من شد! پدرم 22 شناسنامه گرفت که تاریخ تولدم شد 21 و اینطوری سعید از من 3روز کوچیکتر شد!
اسمم رو گذاشتن سعید که به نظر خودم تا حالا با مسما بوده و چون فامیل پدربزرگم و به تبع اون پدرم اقاویل جهرمی بود کلا و روی هم رفته شدم«ساج»!
سال سوم دبیرستان که بودم رفقای ناباب باعث شدن متوجه بشم میشه شعر هم گفت یا گاهی اوقات هم نگفت! در حال حاضر هم دارم بندرعباس درس طب میخونم تا بعدا تصمیم بگیرم که آیا جون آدما برام ارزش داره یا مثل ذهن و مغز آدما فقط بیخودی بکارشون میگیرم!

نوشته های پیشین
آبان 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
پیوندها
انجمن گفتگوی جهرمی ها
پزشک های ورودی 86 بندعباس
ژکیدن در مه
درد مشترک
شهر باربد
رضا قاسمی
سعید بی نیاز
شاید بهتر است بمیریم!؟
محمود ماشاتوکی
عروسی خون
مترسک
شدن تر
چایخانه غزل
تازه های ادبی
مریم حقیقت(پسا غزل ))
علی شفاعت پناهی
لاله مولا زاهدی(مدایح بی صله)
محمد حسین بهرامیان
امین شفاعت پناهی
بانوبارون
ماهی ها تنگ را دوست ندارند
دهکده احساس(دانیال رحمانیان)
حمید معظمی
تیر آهن 18
رقص روی سیمهای خاردار
پسر عموی من[حامد اقاویل جهرمی]
شروع کرده کسی بیگناه دنیا را(عاطفه آریان)
جوجه کلاغ سفید
گلبرگی بر تی تخ برکه(روشینا)
یحیی دهقانی
عبدالمجید زارع نژاد
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM