تبليغاتX
کلاغ ها معاف میشوند
ساج نویس

این غزل دست و پا شکسته که هنوز دارم روش کار میکنم نذر حضرت مولاست امیدوارم با نقد شما لیاقت هدیه به درگاهش رو داشته باشه:

می خواهد از تو بگذرد اما نمی شود

در کائنات یک نفست جا نمی شود

دنیا شروع میشود از پلک های تو

وقتی که جز به روی خدا وا نمی شود

افتاده اند از تک و تا این ستاره ها

وقتی که نور بی تو مهیا نمی شود

آرام اطلس و همه ی آبهای گرم

هرگز برای قلب تو دریا نمی شود

سر را اگر بلند کنی رو به آسمان

خورشید دیگر از سر جا پا نمی شود

شب با تمام وسعت بی انتهای خود

یکدانه تار موی تو حتا نمی شود

***

گم کرده ایم دست تو را مثل بچه ها

می دانی اینکه بچه ی بد را نمی شود ـ

اینطور در شلوغی دنیا رها کنی

هرجا که می شود اینجا نمی شود!

 

بر دوش تو تمامی تاریخ جاری است

دیگر کسی شبیه تو پیدا نمی شود

حتی خدا- به ذات یکی بودنش قسم-

با یک نفر شبیه تو تنها نمی شود!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 17:13  توسط ساج | 
سلام به همه ی دوستانی که لطف میکنن و سر میزنن.
از این به بعد گاه گاهی مطالبی رو به عنوان" یه روانی کوچولو یا گاه نویسهای یک اسکیزوفرن" خواهم نوشت که دوست دارم نظرتون رو بدونم!
با تشکرات ویج0


خواب چیز خوبی است مثل آش و حلیم اول صبح که داغ داغ بخوریم آن هم با نان گرم و تازه!خواب نخودچی کشمش جیب پدربزرگهاست که همه یک جوری دوستش دارند! اصلا فکر کنم خواب کولی گرفتن از عمو بزرگه ی اخمویی است که هر وقت میاید خانه توی کفشش نمک میریزی تا زودتر برود!

خواب چیز خوبی است تا وقتی که نخوابیده باشی همین که بیدارت کنند فحش و لعنت میفرستی به هرچه مخترع و مبتکر خواب است که هی پتو و لحاف و تشک راه میاندازند و بعد هم کلی ادعا دارند که ما ال کردیم و بل فرمودیم!

خواب چیز خوبی است که ما همه مان به آن دچاریم ولی وای به روزی که بیدار شویم و ببینیم مخترع و مبتکرینش در رفته اند، آنوقت است که تازه می چسبد یک دل سیر بمیریم!



تا به زودی...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 12:10  توسط ساج | 

با این سه تار دور تنم پیله ای بتن

تن تن تتتن ت تتتن تن تتن تتن

بردار...دار ... و هرچه که میخواهی از خودت

بر پشت خوابهای پریشان من بزن

وقتی سه تار... تار من افتاده دست تو

بر دور... دور پیکر من قطعه ای کفن

میزان شش چهارمی از خاطرات توست

تنهای جانشین شده با حرف های "ز""ن"

زیباترین رها شده از خواب های در

نادیدنی ترین نه در حال رد شدن

بردار با تمام وجودت مرا بنوش

حالا که جام زهر من افتاده از دهن

بردار و دور بزن د... ر... می ...ر... می ... ر... سی

یک روز می

                     ر

                          سی که تمام است دور من

لا...لا...لالا... عروسک بی خواب قصه ها

من فا... سلم که توی نت آخر شما

دیگر تمام آخرتم بی نتیجه است

دنبال محتوای غزل های من نباش



می.................

..........ر..........

..................سی

طرحی از رضا سیرجانی

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 13:0  توسط ساج | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
18شهریور1367 به زور از امن ترین نقطه ی جهان کشیدنم بیرون! ساعت 6 بعدازظهر جمعه بود و در نتیجه تعطیل بودن از خصایل ذاتی من شد! پدرم 22 شناسنامه گرفت که تاریخ تولدم شد 21 و اینطوری سعید از من 3روز کوچیکتر شد!
اسمم رو گذاشتن سعید که به نظر خودم تا حالا با مسما بوده و چون فامیل پدربزرگم و به تبع اون پدرم اقاویل جهرمی بود کلا و روی هم رفته شدم«ساج»!
سال سوم دبیرستان که بودم رفقای ناباب باعث شدن متوجه بشم میشه شعر هم گفت یا گاهی اوقات هم نگفت! در حال حاضر هم دارم بندرعباس درس طب میخونم تا بعدا تصمیم بگیرم که آیا جون آدما برام ارزش داره یا مثل ذهن و مغز آدما فقط بیخودی بکارشون میگیرم!

نوشته های پیشین
آبان 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
پیوندها
انجمن گفتگوی جهرمی ها
پزشک های ورودی 86 بندعباس
ژکیدن در مه
درد مشترک
شهر باربد
رضا قاسمی
سعید بی نیاز
شاید بهتر است بمیریم!؟
محمود ماشاتوکی
عروسی خون
مترسک
شدن تر
چایخانه غزل
تازه های ادبی
مریم حقیقت(پسا غزل ))
علی شفاعت پناهی
لاله مولا زاهدی(مدایح بی صله)
محمد حسین بهرامیان
امین شفاعت پناهی
بانوبارون
ماهی ها تنگ را دوست ندارند
دهکده احساس(دانیال رحمانیان)
حمید معظمی
تیر آهن 18
رقص روی سیمهای خاردار
پسر عموی من[حامد اقاویل جهرمی]
شروع کرده کسی بیگناه دنیا را(عاطفه آریان)
جوجه کلاغ سفید
گلبرگی بر تی تخ برکه(روشینا)
یحیی دهقانی
عبدالمجید زارع نژاد
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM